خودکشی
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 5:52
بارها به این کلمه فکر کرده بودچه جوری ممکن هست یک نفر خودش به این نتیجه برسد که می خواهد خودش را بکشدمشکلی نداشتنه غمی نه سختییک آدم عادی بود با یک زندگی عادیاما امروز دلش می خواست متفاوت باشدخودکشی ی
ازدواج
-
تاریخ: 1396/11/21 ساعت: 19:28
حال این روزای من خوب نیستدچار یک استرس پا برجا شدمانگار بعد از یک مدتی بدن دوست داره تو سطح استرس باقی بمونه، چون وقتی صبح پا می شم و حالم خوبه ، وقتی عالیم می گه نه باید فکر کنی، دوباره فکر می کنم و دوباره به هم می ریزممن 33 سالمهخیلی خواستگار داشتم، خیلی، نه اینکه زیبا باشم موقعیتم خوبه(نه اینکه ...
دچار خشونت می شوم
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 4:23
ی مدته همش مورد خشونت های کلامی و رفتاری بقیه قرار می گیرم و هر چی فکر می کنم کمتر و کمتر به این نتیجه می رسم که مقصر باشمبعد به خودم می گم حتما مقصری ک برات پیش میادآنقدر می شینم فکر می کنم ببینم مقصرم یا نه، آنقدر زمان می گذره اما به نتیجه نمی رسممنطقم می گه مقصر نیستم پس چرا این اتفاق برام می افت...
دنیا عجیبه
-
تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 23:22
پنجشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۴ - نوشته شده توسط من در : چند روزه تو حال خودم نیست نمی دونم با زندگیم چی کار کردم دارم خودمو نابود می کنم شاید از 10 سال پیش همه روزم همینه از وقتی چاق شدم از وقتی که کم کم چاقی اعتماد به نفس، حس زیبایی ، آزادی و شادیمو ازم گرفت چند بار تلاش کردم که لاغر بشم چند بار هم تا نیم
استرسی که داره منو می کشه
-
تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 23:22
پنجشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۴ - نوشته شده توسط من در : استرسی که مانع از ادامه زندگی می شه الان ی مدته از بس از استرس بدم می آید که از هر چیزی که می تونه باعث استرسم بشه دوری می کنم به طوری که زندگیم تحت الشعاع آن قرار گرفته به طور مثال دو بار تو آسانسور گیر کردم شاید زمانش فقط چند دقیقه بود اما آسانسور ت
چسبیده ام به باطن
-
تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 23:22
زیادی به باطن چسبیدم زیادی به باطن چسبیدم زیادی به باطن چسبیدم ظاهر را فراموش کردم
لیست من
-
تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 23:22
چهارشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۴ - نوشته شده توسط من در : کارهایی که دوست دارم انجام بدم نوشتن داستان را از سر بگیرم کارهایی که باید انجام بدم لاغر کردن ورزش کردن خوندن برای دکترا مقاله نوشتن آندروید نویسی را شروع کنم به پوست صورتم برسم به موهام برسم کارهایی که نباید انجام بدم پاهامو روی میز کامپیوتر ...
چه جوری می شه به دل نگرفت
-
تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 23:22
شنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۵ - نوشته شده توسط من در : وقتی یکی میاد پیشت و درد و دل می کنه حتی تا حد گریه پیش می ره یعنی تا زلال ترین قسمت روحش باهات رو راست شده و داره دردشو بهت می گه تو رو هم راز رنجش دونسته، چه جوری می تونی در این اوج راستی از حرفهاش ناراحت نشی؟ بعضی ها وقتی باهات درد و دل می کنن تو ای...
ایراده منه که می خوام یک ازدواج درست داشته باشم
-
تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 23:22
جامعه بد شده دخترها به راحتی با هر شرایطی ازدواج می کنن و پسرها هم اعتماد به نفسشون بالا رفتهآنوقت یکی مثل من که دوست دارم ازدواج درستی باشم زیر سوال می ره 31 سالمه، می دونم دیر شده اما ترجیح می دم دیر شه ولی ازدواج درستی داشته باشم خواستگارام زیادند و همه می گن به راحتی نه می گم آره شاید قبلا راحت
زندگی کردن
-
تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 23:22
پنجشنبه هشتم تیر ۱۳۹۶ - نوشته شده توسط من در : از یک چیز ناراحتم می دونم هنوز با این سنم راز شاد زندگی کردن رو یاد نگرفتم زندگی نمی کنم می گذرونم می ترسم زمانی بفهمم رمز زندگی کردنو که دیگه دیر باشه پیر شده باشم و فایده ای نداشته باشه مهم اینه که از هر لحظه زندگی ات، کاری ک می کنی و نمی کنی لذت ببر
خودتو دوست داشته باش
-
تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 23:22
پنجشنبه هشتم تیر ۱۳۹۶ - نوشته شده توسط من در : اصول روانشناسی دختر خخخخخخخ خودتو دوست داشته باش با خودت با مهروبونی حرف بزن از خودت بپرس چی دوست داری، برای خودت مهیا کن ناز خودتو بکش قربون صدقه خودت برو ب خودت بفهمون که یکی هست بی قید و شرط با هر غلطی دوستت داره و شاید بیشتر از خودت، با بدن مادیش ت
چشمام رو می بندم و دریا رو می بینم
-
تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 23:22
چشمام رو می بندم و دریا رو می بینم